<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>یادگیری هوشمند در نظام های آموزشی</title>
    <link>https://wil.vru.ac.ir/</link>
    <description>یادگیری هوشمند در نظام های آموزشی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 23 Aug 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 23 Aug 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>کاوش نقش هوش مصنوعی در بهبود کارایی و اثربخشی سیستم‌های مدیریت دانش در سازمان‌ها</title>
      <link>https://wil.vru.ac.ir/article_733868.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی و شناسایی نقش هوش مصنوعی در ارتقای عملکرد سیستم‌های مدیریت دانش سازمانی انجام شد. این مطالعه از نوع مرور نظام‌مند با رویکرد کاربردی است و بر اساس دستورالعمل PRISMA طراحی شد. داده‌ها از جست‌وجوی نظام‌مند در پایگاه‌های علمی معتبر (ScienceDirect, IEEE Xplore, SpringerLink, Google Scholar) به زبان‌های فارسی و انگلیسی گردآوری شدند. مطالعات مرتبط با نقش هوش مصنوعی در ارتقای کارایی و اثربخشی سیستم‌های مدیریت دانش انتخاب شدند و پس از غربالگری عناوین، چکیده‌ها و متن کامل توسط دو پژوهشگر مستقل، ارزیابی کیفی شدند (CASP و JBI). داده‌های استخراج‌شده شامل نوع فناوری هوش مصنوعی، حوزه کاربرد و نتایج کلیدی بود و با نرم‌افزار MAXQDA تحلیل کیفی شد. تمام مراحل انتخاب، استخراج و تحلیل داده‌ها به‌صورت دوتایی و با رفع اختلاف نظر از طریق بحث مشترک یا نظر داور سوم انجام شد تا اعتبار و قابلیت بازتولید نتایج تضمین گردد. نتایج نشان داد که هوش مصنوعی نقش‌های چندوجهی و مؤثری در بهبود سیستم‌های مدیریت دانش دارد. در سطح سازمانی، چهار مضمون کلیدی شناسایی شد: (۱) ارتقای فرآیندهای خلق و اکتساب دانش، (۲) بهینه‌سازی ذخیره‌سازی و سازماندهی دانش، (۳) تسهیل و شخصی‌سازی تسهیم دانش، و (۴) افزایش اثربخشی به‌کارگیری دانش. یافته‌ها نشان می‌دهند که هوش مصنوعی با هوشمندسازی فرآیندهای دانشی، علاوه بر بهبود تصمیم‌گیری و سازماندهی اطلاعات در سطح سازمان، موجب مدیریت بهتر داده‌ها، یادگیری شخصی‌سازی‌شده و ارائه توصیه‌های هوشمند در سطح فردی نیز می‌شود، و در نتیجه قابلیت‌های سازمانی و فردی را به‌طور همزمان تقویت می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی کلاس درس معکوس بر استرس تحصیلی، اشتیاق تحصیلی و هویت تحصیلی دانش‌آموزان متوسطه اول</title>
      <link>https://wil.vru.ac.ir/article_733863.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;آموزش به روش کلاس درس معکوس به‌عنوان رویکردی نوین، موجب افزایش مشارکت فعال دانش‌آموزان در فرایند یادگیری می‌شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی کلاس درس معکوس بر استرس تحصیلی، اشتیاق تحصیلی و هویت تحصیلی دانش‌آموزان دختر دوره اول متوسطه ناحیه ۲ یزد انجام &amp;amp;shy;شد.&amp;amp;nbsp; روش پژوهش از نوع شبه &amp;amp;shy;آزمایشی با پیش‌آزمون و پس‌آزمون همراه گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه این پژوهش، کلیه دانش‌آموزان دختر دوره اول متوسطه ناحیه 2 یزد بودند که تعداد 30 نفر از آن&amp;amp;shy;ها با بهره‌گیری از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15نفر) قرارگرفتند. ابزار پژوهش برای گردآوری داده&amp;amp;shy; ها از پرسش&amp;amp;shy;نامه &amp;amp;shy;های هویت تحصیلی واز و ایزاکسون، اشتیاق تحصیلی فردریکز، بلومنفیلد و پاریس و استرس تحصیلی لاکاو استفاده&amp;amp;shy; گردید. کلاس درس معکوس در 9 جلسه به تواتر هفته&amp;amp;shy; ای دو بار به&amp;amp;shy; صورت مجازی توسط محقق برای گروه آزمایش اجراگردید.&amp;amp;nbsp;بررسی فرضیه‌ها‌‌ از طریق تحلیل کوواریانس (سطح معناداری 05/0) نشان&amp;amp;shy; داد که کلاس درس معکوس بر استرس تحصیلی، اشتیاق تحصیلی و هویت تحصیلی دانش‌آموزان دختر دوره اول متوسطه ناحیه 2 یزد تاثیر دارد و آن&amp;amp;shy;ها را بهبود می&amp;amp;shy; بخشد.&amp;amp;nbsp; این یافته‌ها نشان‌دهنده ضرورت توجه به کلاس درس معکوس در راستای بهبود کیفیت یادگیری و کاهش چالش‌های تحصیلی در محیط‌های آموزشی هستند. از این&amp;amp;shy; رو، پیشنهاد می‌شود، مدارس و معلمان نسبت به پیاده‌سازی کلاس درس معکوس در برنامه‌های درسی خود اقدام&amp;amp;shy; کنند و به افزایش تعامل و مشارکت دانش‌آموزان در فرایند یادگیری توجه بیشتری داشته باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی انیمیشن درون و بیرون 2 بر پردازش هیجانی، سبک‌های مقابله‌ای و ذهن آگاهی دانش آموزان</title>
      <link>https://wil.vru.ac.ir/article_733867.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر اثربخشی انیمیشن درون و بیرون 2 بر پردازش هیجانی، سبک&amp;amp;shy;‌های مقابل‌ه&amp;amp;shy;ای و ذهن آگاهی نوجوانان بود. پژوهش حاضر از نوع شبه ‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش &amp;amp;shy;آموزان دختر دوره اول متوسطه شهرستان مرند در سال تحصیلی 1403 بود که از بین آنها، تعداد 40 نفر با روش در دسترس انتخاب شدند و بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند (هر گروه 20 نفر). برای گردآوری داده &amp;amp;shy;ها از سه پرسشنامه استاندارد شامل پرسشنامه پردازش هیجانی باکر و همکاران (2010)، پرسشنامه سبک&amp;amp;shy;‌های مقابل‌ه&amp;amp;shy;ای موس (2004) و پرسشنامه ذهن&amp;amp;shy; آگاهی گریکوو همکاران (2011) استفاده شد و برای تحلیل داده &amp;amp;shy;ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره با استفاده از نرم &amp;amp;shy;افزار&amp;amp;nbsp;SPSS نسخه 28 استفاده شد. یافته&amp;amp;shy; ها نشان داد که تماشای انیمیشن &amp;amp;laquo;درون و بیرون 2&amp;amp;raquo; منجر به کاهش نمرات سرکوبی، اجتناب و نشانه&amp;amp;shy;‌های هیجانات پردازش &amp;amp;shy;نشده و افزایش نمره کنترل هیجان شده و تغییرات آنها به ترتیب 5/14 %، 4/12 % ، 12% و&amp;amp;nbsp; 4/24 %، ناشی از تاثیر تماشای انیمیشن &amp;amp;laquo;درون و بیرون 2&amp;amp;raquo; است، ولی تحلیل کوواریانس در خرده&amp;amp;shy; مقیاس تجربه هیجانات ناخوشایند معنی&amp;amp;shy; دار نبود (05/0&amp;amp;lt;P). همچنین نتایج تحلیل کوواریانس تک&amp;amp;shy; متغیره در بررسی تاثیر انیمیشن &amp;amp;laquo;درون و بیرون 2&amp;amp;raquo; روی ذهن&amp;amp;shy; آگاهی نشان می&amp;amp;shy; دهد که نمرات ذهن&amp;amp;shy; آگاهی شرکت&amp;amp;shy; کنندگان افزایش یافته است (05/0&amp;amp;gt;P) و 6/11 درصد تغییرات این متغیر ناشی از تاثیر تماشای انیمیشن &amp;amp;laquo;درون و بیرون 2&amp;amp;raquo; است. علاوه بر آن، نتایج نشان داد که تماشای انیمیشن &amp;amp;laquo;درون و بیرون 2&amp;amp;raquo; منجر به افزایش نمرات خرده&amp;amp;shy; مقیاس&amp;amp;shy;‌های سبک‌&amp;amp;shy;های مقابل‌ه&amp;amp;shy;ای شامل امیدواری و گرایش به مقابله متمرکز بر مسائل، جستجوی هدایت و حمایت اجتماعی و گرایش به مقابله متمرکز بر هیجان، تحلیل منطقی و کاهش نشخوار فکری و تمایل به انکار مشکل معنی‌&amp;amp;shy;دار است (05/0&amp;amp;gt;P) و تغییرات آنها به ترتیب 24%، 1/24 % و 2/15 % ناشی از تاثیر تماشای انیمیشن &amp;amp;laquo;درون و بیرون 2&amp;amp;raquo; است، ولی تحلیل کوواریانس در خرده&amp;amp;shy;‌مقیاس پذیرش تسلیم و بازداری از ابراز هیجان معنی&amp;amp;shy;‌دار نیست (05/0&amp;amp;lt;P). انیمیشن درمانی به عنوان یکی از روش های مکمل در روان‌درمانی کودک و نوجوان&amp;amp;nbsp;استفاده می &amp;amp;shy;شود، این روش به تسریع و تسهیل فرآیند درمان کمک خواهد کرد و انیمیشن &amp;amp;laquo;درون و بیرون 2&amp;amp;raquo; با نمایش خلاقانه و واقعی احساسات، به‌ویژه اضطراب، به تماشاگران کمک می‌کند تا پیچیدگی‌های ذهن و عواطف انسانی را بهتر درک کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین موانع ساختاری رشد تفکر انتقادی در مدارس ایران و راهکارهای تبدیل تهدیدها به فرصت‌های تربیتی</title>
      <link>https://wil.vru.ac.ir/article_733864.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با تمرکز بر تحلیل موانع رشد تفکر انتقادی در مدارس ایران &amp;amp;nbsp;به بررسی امکان تبدیل این چالش‌ها به فرصت‌های تربیتی می‌پردازد. هدف اصلی، پاسخ به دو پرسش محوری است: &amp;amp;laquo;موانع رشد تفکر انتقادی در مدارس کدام‌اند؟ چگونه می‌توان این موانع را به فرصت‌هایی برای توسعه تفکر انتقادی تبدیل&amp;amp;shy;کرد؟ در این راستا با اتخاذ رویکرد کیفی و بهره‌گیری از روش تحلیلی&amp;amp;ndash;استنتاجی به بررسی مدارس ایران پرداخته&amp;amp;shy;شد. در این پژوهش، داده‌ها از طریق تحلیل محتوای اسناد بالادستی نظام آموزشی (قوانین، آیین‌نامه‌ها و سیاست‌ها) و مطالعات پیشین گردآوری شدند. در مرحله نخست، با کدگذاری باز و محوری، مفاهیم اولیه استخراج و در چهار دسته &amp;amp;laquo;موانع ساختاری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;موانع فرهنگی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;موانع محتوایی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;موانع فرایندی&amp;amp;raquo; طبقه‌بندی گردیدند. سپس با استنتاج منطقی از متون نظری و تجربی، انگاره‌های تدریس معلمان تحلیل و مفروضه‌های بنیادین پژوهش تدوین&amp;amp;shy; گردید. در مرحله دوم، راهکارهایی برای تبدیل موانع به فرصت طراحی شد که بر دو مکانیسم کلیدی استوار بودند: &amp;amp;laquo;تغییر موقعیت&amp;amp;raquo; برای بازمهندسی ساختارهای ایستای آموزشی و &amp;amp;laquo;زمینه‌سازی&amp;amp;raquo; برای ایجاد اکوسیستم حمایتی در راستای تقویت تفکر انتقادی. راهکارهای پیشنهادی شامل بازتعریف چهارچوب‌های ارزشیابی، توسعه کارگاه‌های پرسش‌محور، ایجاد فضای گفت‌وگوی سقراطی و ادغام مسئله‌های واقعی در برنامه درسی بودند. پژوهش حاضر، نشان داد که موانع موجود نه ذاتی بلکه برآمده از ساختارهای اصلاح‌ پذیرند. با به‌کارگیری هم‌زمان دو راهکار تغییر موقعیت (بازطراحی فرایندها) و زمینه‌سازی (خلق محیط‌های یادگیری پویا)، می‌توان این چالش‌ها را به اهرم‌هایی برای تحول آموزشی تبدیل &amp;amp;shy;کرد. دستاورد نهایی، پرورش دانش‌آموزانی است که با رویکردی محققانه، اندیشه خود و دیگران را واکاوی&amp;amp;shy; می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی شاخص‌های کلیدی مدرسه توانمندساز از منظر مدیران و معلمان ابتدایی: رویکردی پدیدارشناسانه</title>
      <link>https://wil.vru.ac.ir/article_733865.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف شناسایی ملاک‌ها و نشانگرهای مدرسه توانمندساز از دیدگاه مدیران و معلمان ابتدایی شهرستان پیرانشهر انجام &amp;amp;shy;گرفت. مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی در سال تحصیلی&amp;amp;nbsp;۱۴۰۴&amp;amp;ndash;۱۴۰۳ اجرا شد. جامعه پژوهش شامل مدیران و معلمان زن و مرد دوره ابتدایی بود که به‌صورت هدفمند و ملاک‌محور انتخاب شدند. فرایند نمونه‌گیری تا رسیدن به اشباع داده‌ها ادامه &amp;amp;shy;یافت و در مجموع&amp;amp;nbsp;۲۰ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته، براساس پروتکل تدوین‌شده، انجام &amp;amp;shy;شد. داده‌ها بر اساس روش پیشنهادی کراسول (1998) تحلیل&amp;amp;shy; گردید. یافته‌ها نشان داد، ملاک‌ها و نشانگرهای مدرسه توانمندساز در سه محور اصلی قابل طبقه‌بندی هستند: عوامل ساختاری، عوامل زمینه‌ای و عوامل رفتاری که هرکدام زیرمولفه‌های متعددی را در برمی‌گیرند. نتایج نشان داد، مدارس توانمندساز، ماهیتی چندبعدی دارند و تحقق آن‌ها، مستلزم رویکردی جامع است که به‌طور هم&amp;amp;shy;&amp;amp;shy;زمان، ابعاد ساختاری، زمینه‌ای و رفتاری را پوشش &amp;amp;shy;دهد. بر این اساس، یافته‌های پژوهش می‌تواند راهنمایی کاربردی برای سیاست‌گذاران آموزشی و مدیران مدارس در جهت طراحی و اجرای برنامه‌های توانمندسازی مدارس فراهم&amp;amp;shy; آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی آموزش مجازی درس علوم دوره دوم ابتدایی</title>
      <link>https://wil.vru.ac.ir/article_733866.html</link>
      <description>پس از گسترش ویروس کرونا و توسعه آموزش مجازی، مدارس ابتدایی در بکارگیری این تحول پیشگام شدند. هدف پژوهش بررسی ادراکات معلمان ابتدایی از آموزش مجازی درس علوم بود. این مطالعه با رویکرد کیفی و پدیدارشناسی، شامل معلمان دوم ابتدایی ناحیه یک یزد در سال 1400-1399 بود که 11 نفر به صورت نمونه هدفمند مورد مصاحبه قرار گرفتند. پس از تحلیل مصاحبه‌ها و رسیدن به اشباع نظری، داده‌ها تایید شد. تحلیل داده‌ها مطابق روش اسمیت (1995) انجام شد و اعتبار داده‌ها با بررسی نظر پژوهشگران کیفی تأیید شد. یافته‌ها در قالب چهار مضمون اصلی شامل چالش‌ها، راه‌کارها، زمینه‌ها و پیامدها، و 36 مضمون فرعی ارائه شد. چالش‌ها شامل تغییر در روش و محتوا، تکالیف، بی‌صداقتی، ناآگاهی معلمان، درگیری والدین، ارزشیابی، حضور و غیاب، تعامل، انگیزه، خلاقیت، و استفاده از وسایل سخت‌افزاری بودند. راه‌کارها شامل بروزرسانی معلمان، ابزارهای جایگزین، شبکه‌های آموزشی، آموزش حضوری، محتوا سازی، و بهره‌گیری از محتوا‌های آماده شدند. زمینه‌ها شامل کمبود حمایت، ناتوانی در استفاده نرم‌افزار، مشکلات مالی، زمان، امکانات، هزینه‌ها، محیط فرهنگی، کم توجهی به بعد اجتماعی، و انعطاف‌پذیری مجازی بود. پیامدها عبارت بودند از تقویت مسئولیت‌پذیری، اعتماد به نفس، خلاقیت، آسیب‌های جسمی و روحی، ترک تحصیل، و تجربیات آموزش مجازی. نتایج نشان می‌دهد آموزش مجازی علوم با چالش‌هایی روبه‌روست که بر عملکرد معلم و یادگیری تأثیر می‌گذارد و دلالت‌های مهمی برای طراحی مدل‌های یادگیری ترکیبی در دوره پساکرونا دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی رفتارهای نوآورانه دانشجویان بر اساس عناصر درگیری در اجتماعات اکتشافی</title>
      <link>https://wil.vru.ac.ir/article_734119.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پیش‌بین سه عنصر اجتماعات اکتشافی (حضور آموزشی، حضور اجتماعی و حضور شناختی) در پیش‌بینی رفتارهای نوآورانه دانشجویان (خلق ایده، ارتقاء ایده و اجرای ایده) در آموزش عالی انجام شد. اجتماعات اکتشافی به‌عنوان محیط‌های یادگیری تعاملی تعریف می‌شوند که از طریق تعاملات اجتماعی، شناختی و آموزشی، نوآوری را تقویت می‌کنند.&amp;amp;nbsp;این مطالعه توصیفی-همبستگی بود و داده‌ها از نمونه‌ای شامل 404 دانشجو از دانشگاه محقق اردبیلی (سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳) با استفاده از پرسشنامه‌های استاندارد هولمن و همکاران برای سنجش رفتارهای نوآورانه و پرسشنامه آربا و همکاران برای ارزیابی مشارکت در اجتماعات اکتشافی جمع‌آوری شدند. داده‌ها با آزمون تی تک‌نمونه‌ای، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند.&amp;amp;nbsp;نتایج نشان داد که میانگین رفتارهای نوآورانه و مشارکت در اجتماعات اکتشافی به‌صورت معناداری بالاتر از صفر است (001/0 p &amp;amp;lt;). همبستگی مثبت و معناداری میان مؤلفه‌های اجتماعات اکتشافی و رفتارهای نوآورانه مشاهده شد (001/0 p &amp;amp;lt; ، 513/0 r =). تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که حضور آموزشی (269/0 &amp;amp;beta; =)، حضور اجتماعی (174/0 &amp;amp;beta; =) و حضور شناختی (137/0 &amp;amp;beta; =) به‌صورت معنادار رفتارهای نوآورانه را پیش‌بینی می‌کنند و 07/21% از واریانس آن را تبیین می‌کنند (001/0 &amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;;&amp;amp;nbsp; p &amp;amp;lt;217/0 R&amp;amp;sup2;=).&amp;amp;nbsp;این پژوهش تأیید کرد که عناصر اجتماعات اکتشافی نقش پیش‌بین معناداری در تقویت رفتارهای نوآورانه دانشجویان دارند. این یافته‌ها با چارچوب‌های نظری مانند جوامع عمل ونگر و مدل خلاقیت آمابیل همخوانی دارد و بر اهمیت طراحی محیط‌های آموزشی تعاملی برای تقویت نوآوری تأکید می‌کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
